قطعهٔ ۲۴ - پند پیرانه رهی معیری
رهی معیری / چند قطعه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دوش چشمت به خواب غفلت بود
غافل از خویشتن، چو دوش مباش
چون شغالان به لانهات تازند
کم ز مرغ ار نهای، خموش مباش
میشوی سهم شعله، خار مشو
میشوی صید گربه، موش مباش
اهل هوشت دهند پند همی
غافل از پند اهل هوش مباش
حامی رنجبر اگر هستی
روز و شب، گرم عیش و نوش مباش
هرچه گردی، عدوپرست مگرد
هرچه هستی، وطنفروش مباش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به هشداری میپردازد که باید از غفلت و خواب آلودگی دور بود و نسبت به مسائل و خطرات اطراف خود هوشیار بود. او به یادآوری میآورد که اگر در خواب غفلت بمانیم، محیط مانند شغال به ما حمله میکند و باید به صدای هشدار دیگران توجه کنیم. شاعر همچنین اشاره میکند که انسان نباید به راحتی درگیر لذتها شود و باید همواره به مشکلات دیگران توجه داشته باشد. در نهایت، او بر اهمیت میهنپرستی تأکید میکند و از افراد میخواهد که به وطن و ارزشهای آن وفادار بمانند و از دشمنی اجتناب کنند.