نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ ۴۳ - رشک جنان رهی معیری

رهی معیری / چند قطعه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بعد از این دشت و دمن رشک جنان خواهد شد

زلف سنبل به چمن، مشک‌فشان خواهد شد

باز بلبل که بود غره به ده روز بهار

غافل از محنت ایام خزان خواهد شد

هرکه عاشق‌منش افتاده و شاعرمسلک

بهر او باد صبا، نامه‌رسان خواهد شد

چون شود پرده‌دری کار نسیم سحری

هرچه در پرده نهان است، عیان خواهد شد

داد، در خرمن بیداد، شرر خواهد زد

اشک از دیده بدخواه، روان خواهد شد

آن کسانی که نمی‌شد سرشان حرف حساب

بعد از این حرف حسابی سرشان خواهد شد

گرچه کس غیر خدا غیب نداند، لیکن

آنچه گفتم به گمانم که همان خواهد شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و ناپایداری زندگی اشاره دارد. شاعر از زیبایی‌های بهار و زنده بودن طبیعت صحبت می‌کند، اما به سرعت آن را به واقعیت‌های تلخ زندگی می‌کشد. او به بلبل اشاره می‌کند که پس از مدت کوتاهی از زیبایی‌های بهار غافل می‌شود و به سراغ سختی‌های خزان می‌رود. همچنین عاشقانه‌گویی و پیام‌رسانی باد صبا را ذکر می‌کند و به این نکته می‌پردازد که زمان، زدودن رازها و پرده‌برداری از ناگفته‌ها را به همراه دارد. در نهایت، شعر به این نتیجه می‌رسد که حتی اگر کسی به حرف حساب گوش ندهد، بالاخره روزی حقیقت برایش آشکار خواهد شد و آنچه گفته شده، در نهایت به واقعیت تبدیل خواهد شد.