شمارهٔ ۱ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / مقطعات و غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بسوختیم به برق طلب سراپا را
کسی نداند از آن بینشان نشان ما را
مگر صبا ز سر زلف او گره بگشود
که بوی مشک گرفت است کوه و صحرا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از عشق و اشتیاقی که نسبت به معشوق دارد سخن میگوید. او به سوختن و دردی که در دلش دارد اشاره میکند و میگوید هیچکس از حال و نشان او خبر ندارد. تنها بادی (صبا) میتواند از زلف معشوقش خبری بگیرد که باعث میشود عطر و بوی خوش آن در کوه و دشت پخش شود.