رضیالدین آرتیمانی
زندگینامهٔ رضیالدین آرتیمانی
میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی قرار گرفت و در جمع منشیان و میرزایان شاه در آمد و به همین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ صفوی شد. او در سال ۱۰۳۷ هجری قمری دیده از جهان فرو بست. او را در محل خانقاهش در تویسرکان به خاک سپردند. از او حدود ۱۲۰۰ بیت شعر به جا مانده که معروفترین آنها ساقی نامهٔ اوست.
آثار رضیالدین آرتیمانی
شعرهای رضیالدین آرتیمانی
- غزل شمارهٔ ۶ — خون شد دل پاره پارهٔ ما
- غزل شمارهٔ ۳ — آنچنان داده عشق جوش مرا
- غزل شمارهٔ ۸ — داند آنکس که ز دیدار تو برخوردار است
- غزل شمارهٔ ۷ — جاه دنیا سر بسر نوک سنان و خنجر است
- غزل شمارهٔ ۱ — زهی طراوت حسن و کمال نور و صفا
- غزل شمارهٔ ۴ — نقابی بر افکن ز پی امتحان را
- غزل شمارهٔ ۵ — چون مهر بر آی بام و ایوان را
- غزل شمارهٔ ۲ — شوری نهچنان گرفت ما را
- غزل شمارهٔ ۱۶ — مرا در دل غم جانانهای هست
- غزل شمارهٔ ۱۰ — کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
- غزل شمارهٔ ۱۱ — چشم من چون به روی او باز است
- غزل شمارهٔ ۱۲ — مهر بر روی یار باخته رنگ است
- غزل شمارهٔ ۱۳ — چو در دور لبش تقوی حرام است
- غزل شمارهٔ ۱۴ — عشقی بتازه باز گریبان گرفته است
- غزل شمارهٔ ۱۵ — نه پر ز خون جگرم از سپهر مینائی است
- غزل شمارهٔ ۹ — بهشت است آن ندانم یا بهار است
- غزل شمارهٔ ۱۷ — در خاطر آنشوخ مگر ناله اثر داشت
- غزل شمارهٔ ۲۳ — کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد
- غزل شمارهٔ ۲۲ — یقین ما به خیال و گمان نمیگردد
- غزل شمارهٔ ۲۱ — غم عشق تو ای حور پریزاد
- غزل شمارهٔ ۲۴ — سرم سودا دلم پروا ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۸ — شورت در سر خمار نگذاشت
- غزل شمارهٔ ۲۰ — کنم از شام تا سحر فریاد
- غزل شمارهٔ ۱۹ — تا از بر چشم آن جوان رفت