نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / مقطعات و غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فلک دگر نتواند گشود کار مرا

کرشمه‌ای نتواند کشید بار مرا

چه طرف بندم ازین آسمان که همچون خود

نهاده است به سرگشتگی مدار مرا

اگر فراق اگر وصل دوزخی دارم

بیا ببین چه بهشت است روزگار مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق جدایی و سرگشتگی شاعر است. او می‌گوید که دیگر نمی‌تواند به هیچ مرجعی سر بزند و از درد و رنج خودش رهایی یابد. برای او فرقی نمی‌کند که در عشق با محبوبش باشد یا از او دور باشد؛ هر دو حالت برایش احساس عذاب و جهنم به همراه دارد. با این حال، او از مخاطب می‌خواهد که حس کند چه بهشتی در دل او وجود دارد، حتی در روزهای سختی که سپری می‌کند.