نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۴ - روزبهان شیرازی قُدِّسَ سِرُّه العزیز رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بخش 1

ابومحمد نام داشت و پدرش ابی نصر بقلی بوده و خود به شیخ شطاح معروف گشته. مولد آن جناب شهر فسا از توابع شیراز و جامع علوم صوری و معنوی و فارس میدان حقیقت و مجاز است. آن جناب را درعلوم، پایگاه عالی بود و رسالات حقایق آیات ظاهر فرمود. تفسیر عرایس و کتاب الانوار فی کشف الاسرار و شطحیات عربی و فارسی و غیره دارند. مسافرت بسیار کرده با شیخ ابونجیب سهروردی مدتها به سرآورد. خرقه از سراج الدین محمود بن خلیفة بن عبدالسلم بن احمد پوشیده. صاحب فتوحات گفته است که وی عمری در مکه مجاور بوده و در استغراق و حال، فریاد و بانگ می‌کرد. چنانکه اهل طواف را مشوش می‌داشت و غالب، طواف وی بر بام حرم بود و حال وی صادق، یعنی تکلف نمی‌فرمود. مدت پنجاه سال در جامع عتیق شیراز وعظ می‌فرمود و در حال غلبهٔ وجد از وی سخنان بلند که هرکس فهم آن نداشت، ظهور می‌نمود. مجملاً در سنهٔ ۶۰۶ فوت یافت و مزارش معروف است. از اوست:

اگر آهی کشم صحرا بسوزم

جهان را جمله سر تا پا بسوزم

دوبیتی

بسوزم عالم ار کارم نسازی چه فرمایی بسازی یا بسوزم

٭٭٭

رباعی

ور عکس جمال خود برون اندازی بت‌ها به سجود سرنگون اندازی

٭٭٭

٭٭٭

بخش 12

زنهار درآن کوش که باشی پیوست

مقبول کسان گرت برآید از دست

مگذار که افتی از نظر، مردان را

هرچیز که از طاق دل افتاد شکست

بخش 13

تا چند سخن تراشی ورنده زنی

تا کی به هدف تیر پراکنده زنی

گر یک سبق از علم خموشی دانی

بسیار بدین گفت و شنو خنده زنی

بخش 14

گر دست بر آن زلف نگون اندازی

زهاد به صومعه به خون اندازی

بخش 15

دل داغ تو دارد ار نه بفروختمی

در دیده تویی اگر نه بردوختمی

جان منزل تست، ورنه روزی صدبار

در پیش تو چون سپند برسوختمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

ابومحمد، معروف به شیخ شطاح، در شهر فسا از توابع شیراز به دنیا آمد. او علمی جامع در علوم صوری و معنوی داشت و آثار متعددی از جمله تفسیر عرایس و شطحیات به زبان‌های عربی و فارسی نوشت. او با شیخ ابونجیب سهروردی مدتی زندگی کرد و در مکه به زهاد مشغول بود. ابومحمد به مدت پنجاه سال در جامع عتیق شیراز وعظ می‌کرد و در حال وجد، سخنان بلندی از او شنیده می‌شد. او در سال ۶۰۶ هجری قمری فوت کرد و مزارش معروف است. برخی از اشعار او به عواطف عمیق و حالات روحی‌اش اشاره دارد و وضعیت روحانی و عشق به حق را به تصویر می‌کشد.