نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ - گل بهاری! بت تتاری! رودکی

رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع

گل بهاری، بت تتاری

نبیذ داری، چرا نیاری؟

نبیذ روشن، چو ابر بهمن

به نزد گلشن چرا نباری؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی گل بهاری اشاره می‌کند و از محبوب خود می‌پرسد چرا نبیذ (شراب) نمی‌آورد. او نبیذ را به روشنایی ابر بهمن تشبیه کرده و از محبوبش می‌خواهد که به گلشن برود و نبیذ را بیاورد. این شعر به احساسات عاشقانه و لذت از زیبایی‌های بهار پرداخته است.