شمارهٔ ۱۲۶ رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی
این ایغده سری به چه کار آید ای فتی
در باب دانش این سخن بیهده مگوی
تا صبر را نباشد شیرینی شکر
تا بید را نباشد بویی چو دار بوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به زیبایی اشاره میکند که شیرینی و ارزش شکر (محبت) از لبان محبوب بیقیمت است و زلفهای او بازار عشق را راکد کردهاند. از طرفی، شاعر میگوید که دانشی که در این خصوص بیهوده باشد، ارزشی ندارد. در نهایت، تا زمانی که صبر طعم شیرینی نداشته باشد، بید نمیتواند بویی مانند دار بوی را داشته باشد. به عبارتی، ارزش چیزها وابسته به زمینه و شرایط خاص آنهاست.