شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی
یادِ یارِ مهربان آیَد هَمی
ریگِ آموی و دُرشتیهای او
زیر پایم پَرنیان آیَد هَمی
آبِ جیحون از نشاطِ روی دوست
خِنگِ ما را تا میان آیَد هَمی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زیْ تو شادمان آیَد هَمی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سویِ آسمان آیَد هَمی
میر سَرو است و بخارا بوستان
سَرو سوی بوستان آیَد هَمی
آفرین و مَدح سود آیَد هَمی
گر به گنج اندر زیان آیَد هَمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عطر و یاد دوستی سخن میگوید که با بوی جوی مولیان تداعی میشود. او به زیبایی و شادی بخارا اشاره میکند و آن شهر را به عنوان محلی پر از شادی و سرور توصیف میکند. همچنین، میگوید که دوستی باعث نشاط و زیبایی آب جیحون است و میرزایی (حاکم) را به عنوان شخصی خوشحال و دلانگیز معرفی میکند. در نهایت، شاعر بر اهمیت مدح و ستایش تأکید دارد و اگر بر مایحتاج و گنجها آسیب وارد شود، باز هم مخاطب را دعوت به شادی و یادآوری دوستی میکند.