شمارهٔ ۱۲۳ رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟
برای پرورش جسم جان چه رنجه کنم؟
که حیف باشد روح القدس به سگبانی
به حسن صوت چو بلبل مقید نظمم
به جرم حسن چو یوسف اسیر زندانی
بسی نشستم من با اکابر و اعیان
بیازمودمشان آشکار و پنهانی
نخواستم ز تمنی مگر که دستوری
نیافتم ز عطاها مگر پشیمانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی نگرانی شاعر از هدر دادن و بیهودهگذرانیدن تلاشهایش در مسیر کسب علم و معرفت است. او از خود میپرسد که چرا باید برای پرورش جسم به زحمت بیافتد در حالی که روح او ارزشمندتر از این چیزهاست. شاعر به تلاشهایش برای گردآوری علم و آموختن از بزرگان اشاره میکند و از عدم دریافت پاداش و نتیجهای مثبت از این کوششها گلهمند است. او در نهایت به این نتیجه میرسد که عطاها و شناختهایی که به دست آورده، بیشتر موجب پشیمانیاش شده است.