نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ رودکی

رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خدایی

آرام و طرب را مده از طبع جدایی

صد بار فتاده‌ست چنین هر ملکی را

آخر برسیدند به هر کامروایی

آن کس که ترا دید و ترا بیند در جنگ

داند که تو با شیر به شمشیر درآیی

این کار سمایی بد، نه قوّت انسان

کس را نبود قوت به کار سمایی

آنان که گرفتار شدند از سپه تو

از بند به شمشیر تو یابند رهایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس دل‌تنگی و جدایی می‌پردازد و به کسانی که در موقعیت‌های دشوار قرار دارند، پیامی امیدوارکننده می‌دهد. شاعر به ملک (پادشاه) یادآور می‌شود که از کارهای خدایی دلگیر نباشد و به آرامش و شادی امیدوار باشد. او بیان می‌کند که همه پادشاهان در زندگی بارها به چالش‌های بزرگ برخورد کرده‌اند و در نهایت به خواسته‌های خود دست یافته‌اند. همچنین به کسانی که در جنگ با دشمنان خود روبه‌رو هستند، اعتماد به نفس می‌دهد و تأکید می‌کند که هیچ انسانی نمی‌تواند به تنهایی در برابر نیروهای بزرگ مقاومت کند. در نتیجه، کسانی که در برابر سپاه او گرفتار شده‌اند، می‌توانند با قدرت او رهایی یابند.