شمارهٔ ۱۳ رودکی
رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
باده انداز، کو سرود انداخت
زان عقیقین میی، که هرکه بدید
از عقیق گداخته نشناخت
هر دو یک گوهرند، لیک به طبع
این بیفسرد و آن دگر بگداخت
نابسوده دو دست رنگین کرد
ناچشیده به تارک اندر تاخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به تصویر کشیدن زیبایی موسیقی و باده اشاره دارد. او با چنگ نواختن، حالتی از شادی و سرور را ایجاد میکند. بادهای که از عقیق به دست آمده، درخشش و زیبایی خاصی دارد و هر کس آن را میبیند نمیتواند متوجه ارزش واقعی آن شود. هرچند هر دو عنصر (عقیق و باده) از یک جوهر برخوردارند، ولی واکنش و تأثیر آنها بر افراد متفاوت است. شاعر به زیبایی و رنگینی زندگی اشاره میکند و از تجربههای نچشیده و ناشناخته سخن میگوید.