نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ رودکی

رودکی سمرقندی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شاد زی با سیاه‌چشمان، شاد

که جهان نیست جز فسانه و باد

ز آمده شادمان بباید بود

وز گذشته نکرد باید یاد

من و آن جعدموی غالیه‌بوی

من و آن ماهروی حورنژاد

نیک‌بخت آن کسی که داد و بخورد

شوربخت آن که او نه خورد و نه داد

باد و ابر است این جهانِ فسوس

باده پیش آر هرچه باداباد

شاد بوده‌ست از این جهان هرگز

هیچ‌کس، تا از او تو باشی شاد؟

داد دیده‌ست از او به هیچ سبب

هیچ فرزانه، تا تو بینی داد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زندگی و خوشی در لحظه حاضر اشاره دارد. شاعر به شادابی و لذت از زندگی تأکید می‌کند و می‌گوید که جهان تنها یک داستان خیالی است و به گذشته نباید فکر کرد. او تأکید دارد که خوشبختی در نعمت دادن و دریافتن است و کسانی که از زندگی لذت نمی‌برند، به نوعی بدبخت هستند. شاعر به روزهای شاد و اهمیت شادی در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ کس تا زمانی که تو شاد هستی، واقعا شاد نبوده است. در پایان، به بی‌ثباتی و عدم ماندگاری چیزها در این دنیا اشاره می‌شود.