نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ - در مدح علاء الدوله مسعود ابراهیم غزنوی ابوالفرج رونی

ابوالفرج رونی / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شاه را روی بخت گلگون باد

جشن آبان بر او همایون باد

هر نفس حرص غزوش افزون است

هر زمان حزم و عزمش افزون باد

اختیارش چو نام او، مسعود

افتتاحش به فتح مقرون باد

روز اسلام نور موکب اوست

بر شب کفر از او شبیخون باد

شعله آتش جهادش را

خانه رای هند کانون باد

وارث او که جفت ضحاک است

بسته فر این فریدون باد

گر فلک جز برای او گردد

الف استوای او نون باد

ور جهان جز به کام او باشد

نوش در کامش آب افیون باد

گنج کان خازنش نه پیراید

خاک خورده چو گنج قارون باد

زر که نامش بر او رقم نکنند

از قبول عیار بیرون باد

اژدهای زمانه را امرش

دم عیسی و خط افسون باد

قلب ادبار و قالب خصمش

حبس ذوالنون و نقش ذوالنون باد

فتنه در خواب امن ازو رفته است

همچنین سال و ماه مفتون باد

آز در حق جور او دون است

این به غایت وجیه و آن دون باد

تا بروید همی ز خاک آلتون

روی خصمش به رنگ آلتون باد

گاو دوشای عمر بدخواهش

بره خوان شیر گردون باد

جشن و ایام عید و عزم سفر

هر سه بر شهریار میمون باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف و ستایش شاه و قدرت او سروده شده است. شاعر آرزو می‌کند که بخت و اقبال خوبی بر شاه حاکم باشد و هر لحظه بر عزت و اقتدار او افزوده شود. او به اوج قدرت و پیروزی‌های شاه اشاره می‌کند و امیدوار است که روزگار به کام او باشد و دشمنانش در برابر او شکست بخورند. شاعر همچنین به دوستی و وفاداری نسبت به شاه تأکید می‌کند و جشن‌ها و اعیاد را به او تبریک می‌گوید. در نهایت، با تصاویری از ثروت و قدرت، شعری شکوهمند برای معرفی شاه و مقام او می‌سراید.