شمارهٔ ۲۶ - ایضاً له ابوالفرج رونی
ابوالفرج رونی / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خسروا بخت پاسبان تو باد
قاهر دهر قهرمان تو باد
مشتری نامور به نام تو گشت
بشری جانور به جان تو باد
صبر کیوان و تندی بهرام
از رکاب تو و عنان تو باد
منبر عدل و خطبه انصاف
در زمین تو و زمان تو باد
شجر دولت موافق را
نشو در صحن بوستان تو باد
جگر تشنه مخالف را
آب از چشمه سنان تو باد
روش مسرعان سهم الغیب
همه بر شه زه کمان تو باد
لاف پرتابیان شست شهاب
همه از قبضه کمان تو باد
هر چه در ملک روزگار آید
بذل آن پیشه به نان تو باد
هر چه بر عقل مشتبه گردد
کشف آن سخره بیان تو باد
لب دریا به موج خیز اندر
حاکی و راوی جنان تو باد
جرم مه چون هلال و بدر شود
نعل یکران و قرص خوان تو باد
گر قضا آسمان بفرساید
اوج قدر تو آسمان تو باد
ور فنا بر جهان ببخشاید
عرصه فضل تو جهان تو باد
تا کمر صحبت میان طلبد
کمر ملک بر میان تو باد
شکر شکر نعمت ایزد
قسم کام تو و زبان تو باد
فتح قنوج و صید شاه آورد
اصل دستان و داستان تو باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و تمجید از قدرت و بزرگی یک شخصیت برجسته (احتمالاً یک پادشاه یا حکمران) پرداخته و بر صفات و ویژگیهای نیک او تأکید دارد. شاعر از ستارگان و افلاک به عنوان نمادهایی برای نشان دادن مقام و فضیلت این شخصیت استفاده کرده و به همهی نعمتها و موفقیتهایی که در دوران او به وجود آمده اشاره میکند. همچنین، به عدالت و انصاف او، تأثیرات مثبتش بر جامعه، و برکتهایی که در زمان او جاری بوده، اشاره میکند. شاعر با استعارهها و تشبیههای زیبا، عظمت و مقام والای این شخصیت را به تصویر میکشد و امیدوار است که این فضایل همواره پایدار بمانند.