شمارهٔ ۳۱ - ایضاً له ابوالفرج رونی
ابوالفرج رونی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ساقیا جام دل افروز بیار
فتح شه یاد کن و می بگسار
فتح قنوج که شمشیرش کرد
اندرین فتح شه آورد شکار
لشکرش گرد برآورد از خون
هیبتش کوه فرو برده به غار
شل او بر کتف گرگ نشست
جوهر گرگ فرو ماند ز کار
جرعه او به لب شیر رسید
بسر شیر درافتاد خمار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل مورد نظر درباره شادی و لذت از زندگی است و به ساقی (آورنده شراب) اشاره میکند که برای دلافروزی جام پر کند. شاعر به فتح و پیروزیهایی اشاره دارد که در آنها شهامت و قدرت نمایان شده است. همچنین تصاویری از جنگ و دلاوری و تأثیرات آن بر لشکر و دشمنان به تصویر کشیده میشود. در نهایت، به سرنوشت و حالت ناهنجار شیر (نماد قدرت و سلطنت) نیز اشاره میشود که در برابر شراب و مستی مغلوب میگردد. این متن به خوبی تضاد بین قدرت و ضعف، پیروزی و شکست را به تصویر میکشد.