شمارهٔ ۱ ابوالفرج رونی
ابوالفرج رونی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
روی چون حاصل نکوکاران
زلف چون نامه گنهکاران
غمزه مانند آرزوی مضر
در کمینگاه طبع بیماران
خیره اندر کرشمه چشمش
ذوق مستان و هوش هشیاران
اندر آمد به مجلس و بنشست
چادرش بستدند از او یاران
زیر و بم را به غمزه گویا کرد
تا بگفتند راز میخواران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک زن میپردازد که چهرهاش شبیه نتیجه کار نکوکاران و زلفش مانند نامه گناهکاران است. غمزههای او آرزوهایی را میسازند و در حالی که طبع بیماران را تحت تأثیر قرار میدهند، در دل مستان و هشیاران خیرهکننده است. او به مجلس وارد میشود و یارانش چادرش را کنار میزنند. زیبایی و شگفتی او بهگونهای است که میتواند رازهای میخواران را هم فاش کند.