شمارهٔ ۳ ابوالفرج رونی
ابوالفرج رونی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
چه دلبری چه عیاری چه صورتی چه نگاری
به گاه خلوت جفتی به گاه عشرت یاری
به غمزه عقل گدازی به چنگ چنگ نوازی
به وعده روبه بازی به عشق شیر شکاری
چو بوی خواهم رنگی چو صلح جویم جنگی
چو راست رانم لنگی چه خوست اینکه تو داری
شگفت یوسف روئی چرا نه یوسف خوئی
یکی قرینه اوئی ولیک گرگ تباری
نه سائی و نه بسودی نه کاهی و نه فزودی
نه بندی و نه گشودی چه دیو دست سواری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای معشوقهاش میپردازد و او را با صفات و ویژگیهای جذاب توصیف میکند. او از لحظات عاشقانه و اشتیاق به وصال یاد میکند و در عین حال تضادهایی را نیز بیان میکند، از جمله اینکه در عشق گاهی صلح و گاهی جنگ پیش میآید. شاعر به ویژگیهای خاص معشوقه اشاره میکند و میگوید که او به هیچ عنوان شبیه دیگران نیست و ویژگیهای منحصر به فردی دارد. در کل، این شعر به ابراز عشق و زیباییشناسی پرداخته و از پیچیدگیهای عشق سخن میگوید.