نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ - در مدح ابونصر پارسی ابوالفرج رونی

ابوالفرج رونی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

همای خلعت عالی فکند سایه بر آن

که آفتاب نماید ز رأی او سایه

عمید دولت ابونصر پارسی که خدا

دهد به اختر دولت ز اخترش مایه

سپهر قالب معراج و همتش به بسود

شمرد خویشتن از وی فروترین مایه

همیشه تا چو عروسان شاه طاووسان

به جلوه گاه درآیند غرق پیرایه

بقاش خواهم و اندر بقا بر او لازال

جهان به مهر چو بر طفل مهربان دایه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بزرگی و عظمت عمید دولت ابونصر پارسی سخن می‌گوید و به تأثیرات مثبت او بر جامعه و دولت اشاره می‌کند. او با تشبیه به آفتاب، نشان می‌دهد که چگونه ابونصر با رأی و تدبیر خود سایه‌ای بزرگ بر سر مردم می‌افکند. شاعر همچنین به اهمیت بقا و ماندگاری در جهان اشاره کرده و آرزو می‌کند که این مهر و محبت همچون دایه‌ای مهربان همواره بر سر مردم باقی بماند.