نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ ابوالفرج رونی

ابوالفرج رونی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

به خدایی که ره معرفتش

روز و شب مالک عالم نظر است

در ره او خرد از غول اضلال

با ثبات قدمش در نظر است

چرخ بر درگه او پشت خم است

کوه در خدمت او با کمر است

از دو سرهنگ درش خالی نیست

نام آن هر دو قضا و قدر است

قدرتش زاد سه فرزند ولیک

چارشان مادر و نه شان پدر است

عقل را هر نفس از حضرت او

بی عدد منهی و صاحب خبر است

هر چه بیند دل و چشم از صنعش

به ربوبیت او راهبر است

که به دیدار تو شوقی که مرا

شرح چندانکه دهم بیشتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تأملات درباره خدا و معرفت او می‌پردازد. شاعر به عظمت خداوند اشاره می‌کند که مالک عالم و ناظر بر امور است. او اهمیت عقل و درک انسانی را در رهایی از گمراهی بیان می‌کند و بر قدرت الهی و سهم آن در زندگی تأکید می‌کند. از دو اصل قضا و قدر به عنوان عوامل مهم در زندگی یاد کرده و به تأثیرات بی‌پایان خداوند بر عقل و دل انسان اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که شوق دیدار خداوند در دل اوست و نمی‌تواند به طور کامل از آن بگوید.