نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ ابوالفرج رونی

ابوالفرج رونی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

سرافرازا تو آن صدری که طبعت

به جز تخم نکو نامی نکارد

گلستان کرم را بشکفد گل

اگر ابر کفت بر وی به بارد

میان هر چه زان عاجز شود وهم

حکومتها همه رایت گذارد

ز من دریاب و این یک نکته بشنو

که هر کان بشنود بر دل نگارد

تبی کامد به تو نز بهر آن بود

که تا بر خاطرت رنجی گمارد

ز بس کامیخت با دونان بترسید

که او را هر کس از دونان شمارد

به دریای لطافت کان تن تست

فروشد تا مگر غسلی برآرد

پس آنگه زود برگردید و دانست

که تاب حمله دریا ندارد

سزد گر طبعت از روی بزرگی

چنین بی خردگی زو در گذارد

نصیب خصم بی آب تو با دا

تبی کورا به خاک و گل سپارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان نکاتی فلسفی و اجتماعی می‌پردازد. شاعر به طبیعت والای انسان و ضرورت حفظ آن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که انسان باید از افتادن در دام نقص‌ها و محدودیت‌ها پرهیز کند. او به تبی (رنج) اشاره دارد که برای تحصیل کمالات و پیشرفت لازم است، اما نباید به خاطر ترس از قضاوت دیگران از آن فاصله گرفت. شعر به اهمیت خودشناسی و قبول چالش‌ها می‌پردازد و هشدار می‌دهد که نادانی و زیاده‌خواهی می‌تواند به زوال ارزش‌ها منجر شود. در نهایت، شاعر به اصرار بر بزرگی روح انسان و قدرت توانا کردن آن از طریق انتخاب‌های درست تاکید می‌کند.