نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ ابوالفرج رونی

ابوالفرج رونی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بدان خدای که بر روی رقعه عظمت

کمیته بیدق حکمش هزار فرزین است

دو چاکرند همی صبح و شام بر در او

که آن یکی گهرافشان و این گهر چین است

سپهر زیر کف قهرمان قدرت اوست

چو حقه ای که پر از مهره های زرین است

دو کفه قدرتش از روز و شب پدید آورد

که خط محور بر هر دو کفه شاهین است

که شرح شوقم نتوان به صد زبان دادن

که زی جناب همایون مخلص الدین است

ستوده صاحب سرور محمد بن علی

که زین ملت از ا و با نفاذ و تمکین است

سر صدور اکابر که صدر مجلس او

ز بوی خلق خوشش پر گل است و نسرین است

در آن مکان که ز خلق خوشش سخن گویند

نسیم باد تو گوئی که عنبرآگین است

هر آن گروه که اندر پناه صدر ویند

زامن و راحتشان بستر است و بالین است

به عهد دولت او خوش نشین که فتنه و جور

چو کبک و تیهو عدلش چو باز و شاهین است

فلک دهد به کف او زمام حکم جهان

هنوز باش که این پایه نخستین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عظمت و قدرت یک شخصیت برجسته به نام مخلص الدین (محمد بن علی) است. شاعر او را به عنوان فرمانروای بیدار و حکیم توصیف می‌کند که در صبح و شام چاکرانش در خدمت او هستند. قدرت و تسلط او به حدی است که آسمان زیر تسلط اوست و به مانند یک قطعه مهره‌های زرین بر کارهایش تأکید دارد. شاعر به شور و شوق خود نسبت به او اشاره می‌کند و destacar می‌کند که او در میان اکبرها و بزرگان مورد ستایش است. در فضایی که او حضور دارد، همه چیز به طراوت و خوشبوئی است و امنیت و آرامش برای اطرافیان او فراهم است. در نهایت، شاعر به عظمت و منزلت او در اداره همه امور جهان تأکید می‌کند.