نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن مولانا

مولانا / دفتر اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

این سخن پایان ندارد هوش‌دار

هوش سوی قصهٔ خرگوش دار

گوش خر بفروش و دیگر گوش خر

کین سخن را در نیابد گوش خر

رو تو روبه‌بازی خرگوش بین

مکر و شیراندازی خرگوش بین

خاتم ملک سلیمانست علم

جمله عالم صورت و جانست علم

آدمی را زین هنر بیچاره گشت

خلق دریاها و خلق کوه و دشت

زو پلنگ و شیر ترسان همچو موش

زو نهنگ و بحر در صفرا و جوش

زو پری و دیو ساحلها گرفت

هر یکی در جای پنهان جا گرفت

آدمی را دشمنِ پنهان بَسی‌ست

آدمیِ با حَذَر، عاقل کسی‌ست

خلقِ پنهان، زشتِشان و خوبِشان

می‌زند در دل به هر دَم کوبشان

بهر غسل ار در روی در جویبار

بر تو آسیبی زند در آب خار

گرچه پنهان خار در آبست پست

چونک در تو می‌خلد دانی که هست

خارخار وحیها و وسوسه

از هزاران کس بود نه یک کسه

باش تا حسهای تو مبدل شود

تا ببینیشان و مشکل حل شود

تا سخنهای کیان رد کرده‌ای

تا کیان را سرور خود کرده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به زبان فارسی به بیان داستانی می‌پردازد که در آن هوش و درک انسان مورد تأکید قرار می‌گیرد. نویسنده به شخصیتی به نام "خرگوش" اشاره می‌کند که نمادی از مکر و فریب است. او به گوش خر اشاره می‌کند که نمی‌تواند مفهوم این سخن را درک کند و این نشان‌دهنده محدودیت فهم برخی افراد است. در ادامه، بر اهمیت علم و آگاهی تأکید می‌شود و گفته می‌شود که علم همانند خاتم سلیمان، قدرت و روشنی به انسان می‌دهد. انسان با این علم می‌تواند در برابر موجودات مختلف، از جمله جانوران و موجودات پنهانی که در دلش وجود دارند، آگاه باشد. نویسنده به این نکته اشاره می‌کند که انسان باید با حذر باشد و نسبت به دشمنان پنهان و تهدیدهایی که ممکن است وجود داشته باشد، هوشیار باشد. از طریق آگاهی و تغییر در حس‌های خود، انسان می‌تواند به درک و حل مشکلات خود برسد. در نهایت، تأکید می‌شود که برای رسیدن به آگاهی، انسان باید به تجربیات و علم خود توجه کند و آن‌ها را در راستای بهتر فهمیدن جهان و خود به کار گیرد.