بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را مولانا
مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
انبیا گفتند کاری آفرید
وصفهایی که نتان زان سر کشید
و آفرید او وصفهای عارضی
که کسی مبغوض میگردد رضی
سنگ را گویی که زر شو بیهدهست
مس را گویی که زر شو راه هست
ریگ را گویی که گل شو عاجزست
خاک را گویی که گل شو جایزست
رنجها دادست کان را چاره نیست
آن بمثل لنگی و فطس و عمیست
رنجها دادست کان را چاره هست
آن بمثل لقوه و درد سرست
این دواها ساخت بهر ایتلاف
نیست این درد و دواها از گزاف
بلک اغلب رنجها را چاره هست
چون بجد جویی بیاید آن بدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به توضیح کارهایی میپردازد که انبیا انجام دادهاند و توصیفهایی که از آنها فراتر نمیرود. شاعر اشاره میکند که خداوند ویژگیهای مختلفی را خلق کرده، و برخی از افراد ممکن است از آن ویژگیها خوشحال یا ناراضی شوند. سپس به مثالهایی از مواد مختلف مانند سنگ، مس، ریگ و خاک اشاره میکند و میگوید که نمیتوان آنها را به چیزهای دیگر تبدیل کرد. در ادامه، شاعر به دردهایی که انسانها تجربه میکنند و چارههایی که برای آنها وجود دارد، میپردازد. به نوعی، رنجها دو دسته هستند: بعضی بدون چاره و بعضی با چاره. شاعر تأکید میکند که این چارهها به سادگی به دست نمیآیند و نیاز به تلاش و جدیت دارند. در نهایت، این نکته را میرساند که رنجها و دردها بخشی از زندگی هستند، اما اغلب چارههایی برای آنها وجود دارد اگر کسی به دنبال آن باشد.