بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن مؤمن چون بر شر و خیر بلا واقف شود مولانا
مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سگ شکاری نیست او را طوق نیست
خام و ناجوشیده جز بیذوق نیست
گفت نخود چون چنینست ای ستی
خوش بجوشم یاریم ده راستی
تو درین جوشش چو معمار منی
کفچلیزم زن که بس خوش میزنی
همچو پیلم بر سرم زن زخم و داغ
تا نبینم خواب هندستان و باغ
تا که خود را در دهم در جوش من
تا رهی یابم در آن آغوش من
زانک انسان در غنا طاغی شود
همچو پیل خواببین یاغی شود
پیل چون در خواب بیند هند را
پیلبان را نشنود آرد دغا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مقایسهی انسان و طبیعت میپردازد. او بیان میکند که انسان اگر به خوبی و علم آگاه نباشد، مانند سگ شکاری بیفایده است. شاعر از یک دوست میخواهد که به او در زمینهی دانش و رشد کمک کند، تا بتواند از خواب و غفلت بیدار شود و به آگاهی و درک عمیقتری برسد. همچنین، او اشاره میکند که اگر انسان در خواب و غفلت باشد، حتی بزرگترین نعمتها را نیز نمیبیند، همانطور که فیل در خواب هند را نمیبیند و پیلبان را نادیده میگیرد. در نهایت، شاعر بر اهمیت بیداری و آگاهی تأکید میکند.