نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش انداز مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خود زن عمران که موسی برده بود

دامن اندر چید از آن آشوب و دود

آن زنان قابله در خانه‌ها

بهر جاسوسی فرستاد آن دغا

غمز کردندش که اینجا کودکیست

نامد او میدان که در وهم و شکیست

اندرین کوچه یکی زیبا زنیست

کودکی دارد ولیکن پرفنیست

پس عوانان آمدند او طفل را

در تنور انداخت از امر خدا

وحی آمد سوی زن زان با خبر

که ز اصل آن خلیلست این پسر

عصمت یا نار کونی باردا

لا تکون النار حرا شاردا

زن به وَحی انداخت او را در شرر

بر تن موسی نکرد آتش اثر

پس عوانان بی مراد آن سو شدند

باز غمازان کز آن واقف بدند

با عوانان ماجرا بر داشتند

پیش فرعون از برای دانگ چند

کای عوانان باز گردید آن طرف

نیک نیکو بنگرید اندر غرف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بخش، زن عمران (مادر موسی) به دلیل تهدیدی که از جانب فرعون و همدستانش وجود داشت، فرزندش را پنهان می‌کند. او دامن خود را پر از صدا و دود می‌کند تا توجه عوانان را جلب کند. عوانان (تنفيذ‌کنندگان فرمان فرعون) به خانه‌ها می‌روند تا کودکی را پیدا کنند و غافل از این که بچه در آنجا نیست. زن عمران به وحی خدا مطلع می‌شود که فرزندش موسی از نسل پیامبران است و مورد حفاظت الهی است. او موسی را به آتش می‌اندازد، اما آتش به او آسیبی نمی‌زند. عوانان به دنبال موسی ناکام می‌مانند و نزد فرعون می‌روند تا گزارش دهند. این وقایع نشان‌دهنده‌ی معجزات و حمایت‌های الهی از موسی است.