نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۱ - بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقان مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سجدهٔ خلق از زن و از طفل و مرد

زد دل فرعون را رنجور کرد

گفتن هریک خداوند و ملک

آنچنان کردش ز وهمی منهتک

که به دعوی الهی شد دلیر

اژدها گشت و نمی‌شد هیچ سیر

عقل جزوی آفتش وهمست و ظن

زانک در ظلمات شد او را وطن

بر زمین گر نیم گز راهی بود

آدمی بی وهم آمن می‌رود

بر سر دیوار عالی گر روی

گر دو گز عرضش بود کژ می‌شوی

بلک می‌افتی ز لرزهٔ دل به وهم

ترس وهمی را نکو بنگر بفهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی از انسان‌ها می‌پردازد که در معرض وسوسه‌ها و وهم‌ها قرار دارند. سجده و احترام مخلوقات مانند زن، کودک و مرد به فرعون، او را رنجور کرده و باعث شده او خود را خداوند بداند. فرعون به واسطه این تصور دچار توهمات شدید شده و مانند اژدها در می‌آید که هرگز سیر نمی‌شود. عقل او گرفتار وهم و ظن است و در تاریکی‌ها ساکن شده است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که اگر انسانی بدون وهم و ترس باشد، قادر است به راحتی در زندگی پیشرفت کند و در مسیر درست گام بردارد. این شعر در واقع هشداردهنده‌ای است درباره خطرات توهم و افکار منفی.