نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند به‌احکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بشنو اکنون قصهٔ آن ره‌روان

که ندارند اعتراضی در جهان

ز اولیا اهل دعا خود دیگرند

که همی‌دوزند و گاهی می‌درند

قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا

که دهانشان بسته باشد از دعا

از رضا که هست رام آن کرام

جُستن دفع قضاشان شد حرام

در قضا ذوقی همی‌بینند خاص

کفرشان آید طلب کردن خلاص

حُسن ظنی بر دل ایشان گشود

که نپوشند از عَمی جامهٔ کبود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف گروهی از عارفان و اولیا می‌پردازد که از دعا و اعتراضی به قضا و قدر برخوردار نیستند. آنها به رضایت و تسلیم در برابر تقدیر الهی می‌رسند و برخی از آنها حتی از درخواست کمک یا رهایی از مشکلات خودداری می‌کنند، زیرا به این باورند که هر چه اتفاق می‌افتد، حکمتی در آن نهفته است. در نتیجه، آنها به روش خاصی از زندگی و درک قضا و قدر دست می‌یابند و به جاودانگی و آرامش درونی می‌رسند.