نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۹ - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن مولانا

مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

انبیا گویند روز چاره رفت

چاره آنجا بود و دست‌افزار زفت

مرغ بی‌هنگامی ای بدبخت رو

ترک ما گو خون ما اندر مشو

رو بگرداند به سوی دست چپ

در تبار و خویش گویندش که خَپ

هین جواب خویش گو با کردگار

ما کییم ای خواجه دست از ما بدار

نه ازین سو نه از آن سو چاره شد

جان آن بیچاره‌دل صد پاره شد

از همه نومید شد مسکین کیا

پس برآرد هر دو دست اندر دعا

کز همه نومید گشتم ای خدا

اول و آخر توی و منتها

در نماز این خوش اشارتها ببین

تا بدانی کین بخواهد شد یقین

بچه بیرون آر از بیضه نماز

سر مزن چون مرغ بی تعظیم و ساز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناامیدی و جستجوی چاره در روز سختی می‌پردازد. شاعر از زبان پیغامبران می‌گوید که زمان چاره‌یابی سپری شده و چاره‌ای در دسترس نیست. مرغی بی‌هنگام به بی‌کسی خود اشاره می‌کند و از دیگران می‌خواهد که از او دور شوند. او به خداوند دعا می‌کند و از ناامیدی خود می‌گوید، در حالی که در نهایت به خداوند ایمان دارد و می‌داند که تنها اوست که می‌تواند راهی بیابد. در نهایت، شاعر با نشان دادن حالات در نماز و دعا، بر اهمیت ایمان و توکل بر خدا تأکید می‌کند.