بخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو مولانا
مولانا / دفتر سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفت داود این سخنها را بشو
حجت شرعی درین دعوی بگو
تو روا داری که من بی حجتی
بنهم اندر شهر باطل سنتی
این کی بخشیدت خریدی وارثی
ریع را چون میستانی حارثی
کسب را همچون زراعت دان عمو
تا نکاری دخل نبود آن تو
آنچ کاری بدروی آن آن تست
ورنه این بیداد بر تو شد درست
رو بده مال مسلمان کژ مگو
رو بجو وام و بده باطل مجو
گفت ای شه تو همین میگوییم
که همیگویند اصحاب ستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
داود به دیگران میگوید که در مورد دعویهای بیاساس و بیحجت صحبت نکنند و نباید چیزی را بدون دلیل در جامعه رواج دهند. او تأکید میکند که باید عدالت را رعایت کرد و نباید با ستمگری به مال مردم دست زد. او به کسب و کار نیز اشاره میکند و میگوید که اگر کسی تلاش نکند، نتیجهای نخواهد گرفت و باید حق مردم را برگرداند. در نهایت، او به شنیدن سخنان ستمگران اشاره میکند که همواره بر ظلم خود تأکید دارند.