غزل شمارهٔ ۱۰۵۲ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
نوریست میان شعر احمر
از دیده و وهم و روح برتر
خواهی خود را بدو بدوزی
برخیز و حجاب نفس بردر
آن روح لطیف صورتی شد
با ابرو و چشم و رنگ اسمر
بنمود خدای بی چگونه
بر صورت مصطفی پیمبر
آن صورت او فنای صورت
وان نرگس او چو روز محشر
هر گه که به خلق بنگریدی
گشتی ز خدا گشاده صد در
چون صورت مصطفی فنا شد
عالم بگرفت الله اکبر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش ویژگیهای روحانی پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) میپردازد. شاعر از زیباییهای روحانی و ظاهری او سخن میگوید و تأکید میکند که باید از حجاب نفس و دنیایی فاصله گرفت تا به این زیباییها دست یافت. در این اشعار، روح لطیف پیامبر بهعنوان نمایندهای از خداوند معرفی میشود و مشاهده او باعث گشوده شدن درهای معرفت الهی میگردد. در نهایت، با فنا شدن صورت پیامبر، جهان به ذکر "الله اکبر" برمیخیزد.