غزل شمارهٔ ۱۰۶۴ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار
برمدار اندر غزل جز پردههای شاهوار
بندگانشان دلخوشان و بندگیشان بینشان
خوانهاشان بیخمیر و بادههاشان بیخمار
دیده بینای مطلق در میان خلق و حق
از همه خلقش گزیر و بر همه فرمان گزار
همچو خور عالم فروز و همچو گردون سرفراز
هم کلید هشت جنت هم برون از پنج و چار
سجده آرد پیش ایشان بانماز و بینماز
پیش ایشان سبز گردد شوره خاک و سبزه زار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مقام والای شاهان و تاثیر آنها بر بندگان میپردازد. شاعر میگوید که در حضور شاهان، موسیقیدانان باید به نوازندگی شاهانه مشغول شوند و فقط از پردههای شاهانه بگویند. بندگان در این حال خوشحال و در بندگی خود بیعلامت هستند. همچنین، شاعر به دانش مطلق و بینایی خدا اشاره میکند که بر همه چیز فرمان میراند و از مخلوقات فاصله دارد. او شاهان را به خورشید عالم و گردون آسمان تشبیه میکند که بهشتی و بزرگ هستند و حتی در برابر آنها، ظاهری ساده و بیپیرایه از خاک و سبزه به خود میگیرند.