نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۰ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو بشکن چنگ ما را ای معلا‌‌!

هزاران چنگ دیگر هست اینجا

چو ما در چنگ عشق اندر فتادیم

چه کم آید بر ما چنگ و سرنا‌‌؟!

رباب و چنگ عالم گر بسوزد

بسی چنگی که پنهانیست یارا‌!

ترنگ و تنتنش رفته به گردون

اگر چه ناید آن در گوش صما

چراغ و شمع عالم گر بمیرد

چه غم چون سنگ و آهن هست برجا

به روی بحر خاشاک است اغانی

نیاید گوهری بر روی دریا

ولیکن لطف خاشاک از گهر دان

که عکس عکس برق اوست بر ما

اغانی جمله فرع شوق وصلی‌ست

برابر نیست فرع و اصل اصلا

دهان بربند و بگشا روزن دل

از آن ره باش با ارواح گویا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت شاعر به عشق و احساسات عمیق اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه ممکن است برخی از سازها و صداها (چنگ و سرنا) از بين بروند، اما عشق واقعی و احساسات درونی هیچ‌گاه از بین نمی‌روند. او به این نتیجه می‌رسد که همه چیز در دنیا فرع است و اصل، عشق و وصال است. بنابراین، مهم‌تر از äußere اشیا، ارتباط عمیق با روح و عشق است. در نتیجه، به جای تمرکز بر مظاهر ظاهری، باید به عمق دل و احساسات واقعی توجه کرد.