نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز روی تست عید آثار ما را

بیا ای عید و عیدی آر ما را

تو جان عید و از روی تو جانا

هزاران عید در اسرار ما را

چو ما در نیستی سر درکشیدیم

نگیرد غصه دستار ما را

چو ما بر خویشتن اغیار گشتیم

نباشد غصه اغیار ما را

شما را اطلس و شعر خیالی

خیال خوب آن دلدار ما را

کتاب مکر و عیاری شما را

عتاب دلبر عیار ما را

شما را عید در سالی دو بارست

دو صد عیدست هر دم کار ما را

شما را سیم و زر بادا فراوان

جمال خالق جبار ما را

شما را اسب تازی باد بی‌حد

براق احمد مختار ما را

اگر عالم همه عیدست و عشرت

برو عالم شما را یار ما را

بیا ای عید اکبر شمس تبریز

به دست این و آن مگذار ما را

چو خاموشانه عشقت قوی شد

سخن کوتاه شد این بار ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با دعوت به عید و جشن، خواسته‌های خود را بیان می‌کند و از زیبایی و خوشی‌های آن می‌گوید. او به این نکته اشاره می‌کند که عید برای او فراتر از یک روز خاص است و هر دم می‌تواند جشن و سرور باشد. همچنین، او به عشق و محبت می‌پردازد و تاکید می‌کند که غم و اندوه نمی‌توانند در این حالت بر او تسلط داشته باشند. شاعر با اشاره به زیبایی‌های زندگی و ویژگی‌های خاص خود، به عبارتی عشق را به عنوان مهمترین عامل شادی معرفی می‌کند و با این جملات به زیبایی و عظمت عید پرداخته و ابراز عشق و شوق می‌نماید.