نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

بر منبرست این دم مذکر مذکر

چون چشمه روانه مطهر مطهر

بر منبری بلندی دانای هوشمندی

بر پای منبر او مکرر مکرر

هر لفظ او جهانی روشن چو آسمانی

بگشاده در بیانی مقرر مقرر

زین گونه درگشایی داده تو را رهایی

از حبس خاکدانی مکدر مکدر

بنهاده نردبانی از صنعت زبانی

بر بام آسمانی مدور مدور

نور از درون هیزم بیرون کشید آتش

آتش ز خود نیامد منور منور

آتش به فعل مردم زاید ز سنگ و آهن

و اختر به امر زاید مدبر مدبر

مر هر پیمبری را بودست معجز نو

چون نیست معجزه او مشهر مشهر

مسعود از اوست نحسی فردوس از او است حبسی

محکوم از اوست نفسی مزور مزور

این منبر و مذکر در نفس توست در سر

اما در این طلب تو مقصر مقصر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف شخصی خردمند و دانا می‌پردازد که بر منبر قرار دارد و با سخنانش جهان را روشن می‌سازد. او با استفاده از زبان خودش، افراد را از قید و بندهای مادی رها می‌کند و به آن‌ها پیامی از آزادی و روشنگری می‌دهد. شاعر همچنین به مفهوم معجزات انبیا اشاره می‌کند و به لزوم ویژگی‌های خاص در هر پیامبر اشاره می‌کند. در نهایت، او بیان می‌کند که این منبر و معانی بلند در وجود انسان وجود دارد، اما خود انسان باید در جستجوی آن باشد و در این زمینه کوتاهی نکند.