غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
وی آنک در ضمیری آنی و چیز دیگر
اسرار آسمان را اندیشه و نهان را
احوال این و آن را دانی و چیز دیگر
تاریخ برگذشته بر انسی و فرشته
خطهای نانبشته خوانی و چیز دیگر
از غیب حصهها را بدهی به مستحقان
وز سینه غصهها را رانی و چیز دیگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به ویژگیهای خاص آینه میپردازد. او آینه را نه تنها وسیلهای برای بازتاب تصویر میداند، بلکه آن را حامل اسرار وجود و معرفت میشمارد. آینه در بطن خود احوال و رازهای جهان را دارد و میتواند تاریخ گذشته را روایت کند. همچنین، او از آینه انتظار دارد تا غمها را از دلها بزداید و به جستجوی حقیقت و عدالت بپردازد. بهطور کلی، این شعر به رابطه میان درون و بیرون و اهمیت شناخت میپردازد.