نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۶۴ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خلق را زیر گنبد دوار

چشم‌ها کور و دیدنی بسیار

جور او کش از آنک شورش دل

نور چشمست یا اولوالابصار

بر دو دیده نهم غمت کاین درد

داروی خاص خسرویست به بار

باغ جان خوش ز سنگ بارانست

ما نخواهیم قطره سنگ ببار

شمس تبریز گوهر عشقست

گوهر عشق را تو خوار مدار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مسایل انسانی و معنوی می‌پردازد. شاعر از وضعیت انسانی در جهان صحبت می‌کند که تحت تاثیر شرایط مختلف، چشمانشان بسته و نادیده می‌ماند. او به درد و غم دل اشاره کرده و به دنبال درمانی برای این درد است. همچنین از زیبایی و سرزندگی باغ جان یاد می‌کند و می‌گوید که نباید اجازه داد زندگی به سختی تبدیل شود. در نهایت، شاعر به عشق و اهمیت آن اشاره کرده و توصیه می‌کند که باید به ارزش این گوهر (عشق) اهمیت داد و آن را نادیده نگرفت.