غزل شمارهٔ ۱۱۸۴ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا با تو مرا کارست امروز
مرا سودای گلزارست امروز
بیا دلدار من دلداریی کن
که روز لطف و ایثارست امروز
دل من جامهها را میدراند
که روز وصل دلدارست امروز
بخندان جان ما را از جمالی
که بر گلبرگ و گلنارست امروز
چرا جانها بر آن لب مست گشتند
که آن جا نقل بسیارست امروز
نوای طوطیان آفاق پر شد
که شکرها به خروارست امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از زیبایی و شادی روزی صحبت میکند که برای وصال و خوشی است. او از محبوبش میخواهد که به او دلگرمی بدهد، زیرا امروز روز لطف و ایثار است. دل او به شدت به دنبال وصال محبوب است و از جمال او خوشحال شده است. همچنین به شوری اشاره میکند که در این روز برای عشق و زیبایی ایجاد شده و فضا پر از نغمههای شیرین است. در کل، این شعر حال و هوای نشاط و شوق را به تصویر میکشد.