نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۸۷ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

در این سرما سر ما داری امروز

دل عیش و تماشا داری امروز

میفکن نوبت عشرت به فردا

چو آسایش مهیا داری امروز

بگستر بر سر ما سایه خود

که خورشیدانه سیما داری امروز

در این خمخانه ما را میهمان کن

بدان همسایه کان جا داری امروز

نقاب از روی سرخ او فروکش

که در پرده حمیرا داری امروز

دراشکن کشتی اندیشه‌ها را

که کفی همچو دریا داری امروز

سری از عین و شین و قاف برزن

که صد اسم و مسما داری امروز

خمش باش و مدم در نای منطق

که مصر و نیشکرها داری امروز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خوشی و لذت زندگی در لحظه‌ی حال صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که از شادی و سرور امروز بهره‌مند شویم. او از معشوق می‌خواهد که سایه‌اش را بر سرش بگسترد و از دیگران دعوت می‌کند تا در مجلس شادی‌اش شرکت کنند. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که نقاب را بردارد تا زیبایی‌اش نمایان شود. نهایتاً، شاعر به اندیشه‌ها و احساسات خود پرداخته و می‌گوید که در این لحظه‌ی خاص، نیازی به منطق و تحلیل ندارد، زیرا جوانب شیرین زندگی را در حال حاضر دارد.