نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۰۷ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نیم‌شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس

خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس

پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجه‌ام

روزگار نازنین را می‌دهد بر آنموس

در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش

نام او را طیر خوانی نام خود را آنترپوس

آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا

او به صورت مرغ باشد در حقیقت انگلوس

من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد

خاک پای او به آید از سر واسلیوس

گَرد کفش خاک پای مصطفی را سرمه ساز

تا نباشی روز حشر از جملهٔ کالویروس

رو شریعت را گزین و امر حق را پاس دار

گر عرب باشی و گر ترک و وگر سراکنوس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و قدرت صدا و پیامی که خروس در نیمه شب می‌دهد، اشاره می‌کند. او از عشق و دعوت خروس به یاد خدا سخن می‌گوید و به این نکته می‌پردازد که خروس نماد راهنمایی و بیداری است. شاعر خود را غلام آن خروس می‌داند که نصیحت‌های او ارزشمند است و می‌خواهد با خاک پای او خود را زینت دهد. او همچنین تأکید می‌کند که باید شریعت و حق را پاس داشت، فرقی نمی‌کند که انسان عرب، ترک یا از هر قومیت دیگری باشد. در کل، این شعر موضوعاتی چون عشق، بیداری، و پایبندی به اصول اخلاقی و دینی را مورد بررسی قرار می‌دهد.