غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای دل بیبهره از بهرام ترس
وز شهان در ساعت اکرام ترس
دانه شیرین بود اکرام شاه
دانه دیدی آن زمان از دام ترس
گرچه باران نعمتست از برق ترس
شاد ایامی تو از ایام ترس
لطف شاهان گرچه گستاخت کند
تو ز گستاخی ناهنگام ترس
چون بخندد شیر تو ایمن مباش
آن زمان از زخم خون آشام ترس
ای مگس دل با لب شکر مپیچ
چشم بادامست از بادام ترس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن اشاره به ترس و نگرانی از جوانب مختلف زندگی دارد. شاعر به دل خود میگوید که از زیباییهای دنیا و محبت شاهان نترسد، اما در عین حال به او هشدار میدهد که مراقب عواقب و زخمهای ناگهان نیز باشد. او زندگی را به دانه شیرینی شبیه میکند که در دام افتاده و باید از خطرات آن آگاه باشد. در نهایت، به دوگانگی لذت و خطر در زندگی اشاره کرده و از مگس که به شکر نزدیک میشود میخواهد از آسیبها و تهدیدها بپرهیزد.