غزل شمارهٔ ۱۳۲۸ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ
به خویش آی و چنین خویش را خلاوه مکن
که اینت گوید گولست و آنت گوید دنگ
چه دست باشد کز رو مگس نداند راند
ز سست طبعی کرمی نمایدش چو پلنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی فراخوانی برای ورود به میدان جنگ و نبرد است. شاعر میگوید اگر رقیبی را انتخاب کردهای، باید با او بجنگی. همچنین، تأکید میکند که نباید تنها به ظاهر یا حرفهای دیگران توجه کرد، زیرا ممکن است باعث فریبخوردن شویم. او به این نکته اشاره دارد که انسان باید قوی و محکم باشد و از ضعفهای خود دوری کند، زیرا ضعف میتواند او را در معرض خطر قرار دهد.