غزل شمارهٔ ۱۳۶۶ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال
بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال
قد رجعنا قد رجعنا جانبا من طورکم
انظرونا انظرونا نستقی الماء الزلال
کل شیء منکم عندی لذیذ طیب
منک طابت کل ارض ان ذا سحر حلال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با زیبایی و نازکی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او به تاثیر عواطف بر عقل و احساسات اشاره میکند و میگوید که عشق باعث زلزلهای در وجودش شده است. شاعر خواهان بازگشت به دوران خوشی است و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و امکان نوشیدن آب زلالی را فراهم سازد. او اعلام میکند که تمام ویژگیهای معشوق برایش لذیذ و خوشایند است و وجود معشوق، زمین را زیبا و خوشبو کرده است. در کل، این شعر حکایت از شگفتی و تحسین شاعر نسبت به عشق و زیبایی دارد.