غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال
یا فرحی مونسی یا قمر المجلس
وجهک بدر تمام ریقک خمر حلال
روحک بحر الوفا لونک لمع الصفا
عمرک لو لا التقی قلت ایا ذا الجلال
تسکن قلب الوری تسکرهم بالهوی
تدرک ما لا یری انت لطیف الخیال
تسکن ارواحهم تسکر اشباحهم
تجلسهم مجلسا فیه کؤوس ثقال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذبه فردی خاص میپردازد که نمادی از کمال و مهربانی است. شاعر از محبوبش میخواهد تا نزد او بیاید و از ویژگیهای او صحبت میکند؛ زیبایی چهرهاش همچون ماه، روح وفادار او و تأثیرش بر قلبها و احساسات مردم. شاعر با بیان اینکه وجود این فرد در زندگی دیگران آنها را به شور و شادی میآورد و به نوعی به آنها الهام میبخشد، بر تاثیر عمیق او بر روح و جان انسانها تأکید میکند.