نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۵۱ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

از اصل چو حورزاد باشیم

شاید که همیشه شاد باشیم

ما داد طرب دهیم تا ما

در عشق امیرداد باشیم

چون عشق بنا نهاد ما را

دانی که نکونهاد باشیم

در عشق توام گشاد دیده

چون عشق تو باگشاد باشیم

ما را چو مراد بی‌مرادی است

پس ما همه بر مراد باشیم

چون بنده بندگان عشقیم

کیخسرو و کیقباد باشیم

چون یوسف آن عزیز مصریم

هر چند که در مزاد باشیم

بر چهره یوسفی حجابی است

اندر پس پرده راد باشیم

خود باد حجاب را رباید

ما منتظران باد باشیم

ما دل به صلاح دین سپردیم

تا در دل او به یاد باشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که اگر در عشق واقعی باشیم، می‌توانیم شاد و راضی زندگی کنیم. او عشق را منبع وجود و هویت خود می‌داند و اشاره می‌کند که عشق به او چشم‌اندازهای جدیدی می‌دهد. همچنین، وی خود را در کنار دیگر عاشقان و بزرگان تاریخ مانند کیخسرو و یوسف قرار می‌دهد و بر این نکته تأکید می‌کند که عشق مثل پرده‌ای است که باید از آن عبور کرد تا به حقیقت و رضایت درونی رسید. در نهایت، شاعر از عمق دل خود به یاد خداوند و سلوک در مسیر دین اشاره می‌کند.