نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۲ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در میان عاشقان عاقل مبا

خاصه اندر عشق این لعلین قبا

دور بادا عاقلان از عاشقان

دور بادا بوی گلخن از صبا

گر درآید عاقلی گو راه نیست

ور درآید عاشقی صد مرحبا

مجلس ایثار و عقل سخت گیر

صرفه اندر عاشقی باشد وبا

ننگ آید عشق را از نور عقل

بد بود پیری در ایام صبا

خانه بازآ عاشقا تو زوترک

عمر خود بی‌عاشقی باشد هبا

جان نگیرد شمس تبریزی به دست

دست بر دل نه برون رو قالبا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمایز عشق واقعی و عقل می‌پردازد. او معتقد است که عاشقانی که عاقل هستند، نمی‌توانند عشق خالص را درک کنند و باید از آن‌ها دوری جست. عشق واقعی با عقل سازگاری ندارد و عقل در عشق فقط مانع ایجاد می‌کند. شاعر عشق را بالاتر از عقل می‌داند و بر اهمیت عاشقی تأکید می‌کند. او پیشنهاد می‌کند که عاشقان نباید وقت خود را هدر دهند و باید زودتر به عشق بپردازند، زیرا زندگی بدون عشق بی‌فایده است. در نهایت، اشاره‌ای به مفهوم عشق شمس تبریزی نیز دارد که فراتر از ظاهر و قالب‌های معمولی است.