غزل شمارهٔ ۱۷۶۱ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ما همه از الست همدستیم
عاقبت شکر بازپیوستیم
ما همه همدلیم و همراهیم
جمله از یک شراب سرمستیم
ما ز کونین عشق بگزیدیم
جز که آن عشق هیچ نپرستیم
چند تلخی کشید جان ز فراق
عاقبت از فراق وارستیم
آفتابی درآمد از روزن
کرد ما را بلند اگر پستیم
آفتابا مکش ز ما دامن
نی که بر دامن تو بنشستیم
از شعاع تو است اگر لعلیم
از تو هستیم ما اگر هستیم
پیش تو ذره وار رقصانیم
از هوای تو بند بشکستیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به معنا و مفهوم همدلی و همراهی انسانها با یکدیگر و عشق اشاره دارد. شاعر میگوید که همه ما از یک منبع الهی هستیم و با هم در عشق و شکرگزاری همدستیم. بیان میکند که از تلخیها و فراقها گذر کردهایم و حالا در نور و عشق الهی قرار داریم. همچنین تأکید میکند که وجود و ارزش ما به حضور و عشق خداوند بستگی دارد و ما به خاطر این عشق در حال رقص و شادی هستیم.