غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ مولانا
مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرین
به هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین
زهی بوسه زهی بوسه زهی حلوا و سنبوسه
برآرد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین
تو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدی
که هر جزوت شدهست ای دل چو لب نالان و بوسه چین
چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق را
تو هم مر کشته خود را بیا برخوان یکی تلقین
به تلقین گر کنی نیت بپرد مرده در ساعت
کفن گردد بر او اطلس ز گورش بردمد نسرین
بکن پی مرکب تن را دلا چون تو نیاسایی
چه آسایی از آن مرکب که لنگ است او ز علیین
بکن پی اشتری را کاو نیاید در پیات هرگز
به خارستان همیگردد که خار افتاد او را تین
چو او را پی کنی در دم چو کشتی ره رود بیپا
ز موج بحر بیپایان نبرد بادبان دین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و عاطفه میپردازد و در آن شاعر به بوسه و محبت به عنوان نمادهای عشق اشاره میکند. او از زیباییهای عشق و تأثیر آن بر زندگی صحبت میکند و به اهمیت حضور و یادآوری عشق در زندگی اشاره میکند. همچنین، شاعر به مفهوم نیت در انتقال پیغامهای معنوی و نیز تلاش برای رشد و حرکت به سمت حق اشاره دارد. در نهایت، با تأکید بر تلاش و کوشش در زندگی، از آدمها میخواهد که از خواب و بیتحرکی دست بردارند و به سوی عشق و حقیقت حرکت کنند.