نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۵۷ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین

درون مدرسه حجره به پهلوی شهاب‌الدین

پیاده قاضیم می‌خوان درون محکمه قاصد

و یا خود داعی سلطان دعاها را کنم آمین

بدین حیله بگنجانی در آن خانه ربابی را

که نامم را بگردانی نهی نامم فلان‌الدین

که خلقان صورت و نامند مثال میوهٔ خامند

کی از جانشان خبر باشد که آن تلخ است یا شیرین

وگر حال آورد قاضی سماعش آرزو آید

رباب خوب بنوازم سماعی آرمش شیرین

ز آواز سماع من اقنجی هم شود زنده

سر از تربت برون آرد بکوبد پا کند تحسین

کفن را اندراندازد قوال‌انداز مستانه

از آن پس مردگان یک یک برون آیند هم در حین

عجب نبود که صورت‌ها بدین آواز برخیزند

که صورت‌های عشق تو درونت زنده شد می‌بین

ز مردم آن به کار آید کی زنده می‌شود در تو

و باقی تن غباری دان که پیدا می‌شود از طین

دلت را هر زمان نقشی تنت یک نقش افسرده

از آن افسرده‌ای که تو بر آنی نه‌ای با این

مرا گوید یکی صورت منم اصل غزل واگو

خمش کردم نشاید داد این خاتم به هر گرگین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و دلبستگی خود اشاره می‌کند و از محبوبش می‌خواهد که به او لطف کند. او آرزو دارد تا در میان مردم، نامش را تغییر دهد و به جای نام واقعی‌اش، نامی دیگر انتخاب کند. شاعر به رابطه بین ظاهر و باطن اشاره می‌کند و می‌گوید که مردم غالباً از حال و هوای درونی خود بی‌خبرند. او همچنین به قاضی و دعای سلطان اشاره می‌کند و به موسیقی و سماع به عنوان ابزاری برای بیداری روح اشاره می‌کند. نهایتاً، شاعر به نقش و حال درونی خود پرداخته و بیان می‌کند که این وضعیت افسرده‌اش ناشی از جدایی از معشوق است و باید آن را اظهار کند.