نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من

از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من

وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر چون خامان

شود دل خصم جان من کند هجران سزای من

سحرگاهان دعا کردم که این جان باد خاک او

شنیدم نعره آمین ز جان اندر دعای من

چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان

چگونه بوی برد این جان که هست او جان فزای من

یکی جامی به پیش آورد من از ناز گفتم نی

بگفتا نی مگو بستان برای اقتضای من

چو از صافش چشیدم من مرا درداد یک دردی

یکی دردی گران خواری که کامل شد صفای من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و احساسات عمیق speaker است. او از تأثیر عشق دلربایش بر روح و وجودش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه عاشقانه در فکر و دل خود به آن معشوق نزدیک شده است. به طور خاص، او در مورد دعا کردن و امیدواری به وصال ایشان صحبت می‌کند، همچنین احساس درد و رنجی که از دوری معشوق به جانش وارد می‌شود را توصیف می‌کند. در نهایت، ورود جام عشق و تأثیر آن بر او را به تصویر می‌کشد و از عواطف متناقضی که در این مسیر تجربه می‌کند، یاد می‌کند.